تبليغاتX
عينك

ویروس Flash

یکی از روش های انتشار ویروس های رایانه ای روش انتشار ویروس ها توسط رسانه های Removable یا همان Flashها می باشد. اگر رایانه ای آلوده به این ویروس ها باشد، به محض اتصال Flash، خود را در نقاط مختلف Flash (بر اساس نوع ویروس متفاوت می باشد) کپی می کنند و خود را به عنوان یک برنامه Autorun درون Flash معرفی می کنند. اگر Flash را پس از اتصال به یک رایانه که عاری از ویروس است متصل کنیم، ویروس Autorun می تواند این رایانه را آلوده کند.

 

این روش باعث می شود که اگر Flash حاوی Autorun نیز باشد، برنامه Autorun اجرا نشود و در نتیجه از طریق Autorun رایانه تان ویروسی نشود. برای این کار کافی است که فایل NoFlashAutoRun.reg را دانلود کنید و سپس به مسیری که فایل را ذخیره کردید مراجعه کرده و بر روی آن فایل دابل کلیک کنید و سپس گزینه Yes را بزنید؛ سپس رایانه را راه اندازی مجدد کنید. از این پس رایانه شما Autorun روی Flashها را اجرا نخواهد کرد.

دانلود فایل رجیستری

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 10:0  توسط عينك  | 

ابر و ابریشم و عشق

هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم ((لطیف)) تو را دوست تر دارم که یاد ابر و ابریشم و عشق می افتم . خوب یادم هست از بهشت که آمدم ، تنم از نور بود و پر و بالم از نسیم . بس که لطیف بودم ، توی مشت دنیا جا نمی شدم . اما زمین تیره بود . کدر بود ، سفت بود و سخت. دامنم به سختی اش گرفت و دستم به تیرگی اش آغشته شد . و من هر روز قطره قطره تیره تر شدم و ذره ذره سخت تر.

من سنگ شدم و سد و دیوار . دیگر نور از من نمی گذرد ، دیگر آب از من عبور نمی کند ، روح در من روان نیست و جان جریان ندارد.

حالا تنها یادگاری ام از بهشت و از لطافتش ، چند قطره اشک است که گوشه ی دلم پنهانش کرده ام ، گریه نمی کنم تا تمام نشود ، می ترسم بعد از آن از چشم هایم سنگ ریزه ببارد.

یا لطیف ! این رسم دنیاست که اشک ، سنگ ریزه شود و روح ، سنگ و صخره ؟ این رسم دنیاست که شیشه ها بشکند و دل های نازک شرحه شرحه شود؟

وقتی تیره ایم ، وقتی سراپا کدریم به چشم می آییم و دیده می شویم ، اما لطافت هر چیز که از حد بگذرد ، ناپدید می شود.

یا لطیف ! کاشکی دوباره ، تنها مشتی از لطافتت را به من می بخشیدی تا من می چکدیم و می وزیدم و ناپدید می شدم ، مثل هوا که ناپدید است ، مثل خودت که ناپیدایی ... یا لطیف !

مشتی ، تنها مشتی از لطافتت را به من ببخش ...

 

 

نویسنده: عرفان نظرآهاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:26  توسط عينك  | 

ناسا و مشکل نوشتن در فضا

هنگامی که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد ٬ با مشکل کوچکی روبرو شد ٬ آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضا بدون جاذبه کار نمی کنند. (جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی کاغذ نمی ریزد.) برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب کردند. تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید٬ ۱۲ میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه می نوشت٬ زیر آب کار می کرد٬ روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از دمای زیر صفر تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد کار می کرد.

روس ها راه حل ساده تری داشتند : آنها از مداد از استفاده کردند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:20  توسط عينك  | 

يك داستان زيباي انگليسي (با ترجمه)

Mr Edwards likes singing very much, but he is very bad at it. He went to dinner at a friend's house last week, and there were some other guests there too.

They had a good dinner, and then the hostess went to Mr Edwards and said 'You can sing, Peter. Please sing us something.'

Mr 'Edwards was very happy, and he began to sing an old song about the mountains of Spain. The guests listened to it for a few minutes and then one of the guests began to cry. She was a small woman and had dark hair and very dark eyes.

One of the other guests went to her, put his hand on her back and said, 'Please don't cry. Are you Spanish?'

Another young man asked, 'Do you love Spain?'

'No,' she answered, 'I'm not Spanish, and I've never been to Spain. I'm a singer, and I love music!'


آقاي ادوارد خوانندگي را خيلي دوست داشت، ولي در آن خيلي بد بود. هفته‌ي گذشته براي شام به خانه‌ي دوستش رفت، در آنجا ميهمانان ديگري نيز بودند.

آن‌ها شام خوبي داشتند، و پس از آن خانم ميزبان به سمت آقاي ادوارد رفت و گفت: پيتر، شما مي‌توانيد بخوانيد. لطفا چيزي براي ما بخوانيد.

آقاي ادوارد خيلي خوشحال بود، و او شروع به خواندن يك آهنگ قديمي در مورد كوه‌هاي اسپانيا كرد. ميهمانان براي چند دقيقه به آن گوش دادند سپس يكي از ميهمانان شروع به گريه كرد. او زن كوچكي بود كه موهاي مشكي و چشم‌هاي خيلي مشكي داشت.

يكي ديگر از ميهمانان به سوي او رفت، دست خود را بر پشت او گذاشت و گفت: لطفا گريه نكنيد. آيا شما اسپانيايي هستيد؟

مرد جوان ديگري پرسيد: آيا شما اسپانيا را دوست داريد؟

او (آن زن) پاسخ داد: من اسپانيايي نيستم، و هرگز در اسپانيا نبوده‌ام. من يك خواننده‌ام، و موسيقي را دوست دارم!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 14:18  توسط عينك  | 

داستان طنز كوتاه

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 14:16  توسط عينك  | 

ایمیل از دیار باقی!؟

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 14:3  توسط عينك  | 

قابلیت پیش بینی مغز

در وبگردی‌هایم در وبلاگ‌های فارسی به این وبلاگ برخوردم که یکسری سئوال را به عنوان سئوال تست هوش  (البته مثل خیلی‌ها بدون ذکر منبع!) گذاشته بود. سئوالاتی از قبیل اینکه 1- اگر 2 سیب از 3 سیب را بردارید، چند سیب دارید؟ و یا 2- مزرعه داری  17 گوسفند زنده داشت و تمام گوسفندهایش به جز 9 تا مردند، چند گوسفند زنده برایش باقی مانده‌است؟ و چند سئوال دیگر.

neocortex.gifاین دو سئوال را انتخاب کردم به این دلیل که اشتباه متداول در جواب به این دو سئوال به نظر من اصلا ربطی به کم هوشی و یا باهوشی طرف ندارد. جواب درست سئوال‌های بالا 2 و 9 است و سئوال جوری نوشته شده است که خواننده را به اشتباه بیندازد. 

و اما اینکه آیا اساساً این قبیل سئوالات معرف خوبی برای هوش و یا خلاقیت است یا نه، بحثی‌است که می‌خواهم راجع به آن بنویسم و برای آن لازم است که نگاهی به نحوه عملکرد مغز و یادگیری داشته باشیم.

 مغز ما و بهتر بگویم نئوکورتکس ما که در واقع مرکز تفاوت ما با حیوانات است قابلیت‌هایی دارد که یکی از مهم‌ترینشان قابلیت پیش‌بینی است. این پیش‌بینی را از روی تجربه گذشته و استفاده از حافظه می‌کند.  چون عکس العمل نورونها نسبتا کند است در حالیکه ما بسیار سریع فکر و محاسبه می‌کنیم پس باید مغز ما از مکانیزم دیگری استفاده کند که همان ایجاد ارتباط بین چیزهای مختلف است و به اصطلاح قابلیت استخراج الگو و ضبط رابطه‌ها (Auto-associativity).

برای درک بهتر این قابلیت ذخیره کردن بر اساس رابطه تصور کنید که که از شما می‌خواهند که یک داستان را مثلا داستان یک فیلم را که دیده‌اید تعریف کنید. چگونه شروع می‌کنید؟ شما هر چقدر هم که حضور ذهن داشته باشید و سریع فکر کنید باز همه داستان را در یک وهله نمی‌توانید که تعریف کنید. وقایع فیلم در ذهن شما با یک توالی مشخصی ضبط شده‌اند که اگر آن ترتیب به هم بخورد احتمالا دیگر جزئیات را به خاطر نمی‌آورید. 

قابلیت ضبط بر اساس رابطه با قابلیت پیش بینی وابسته و مرتبط است. مغز ما بر اساس رابطه‌های از پیش ذخیره شده در حافظه مدام در حال پیش بینی کردن است و در واقع عمل اساسی نئوکورتکس پیش‌بینی است. قدرت پیش بینیِ بهتر و دقیق‌تر است که به هوشِ پرورش یافته فرد بستگی دارد. آن مثال کلید و قفل در را که در اینجا نوشتم بیاد بیاورید. حال سئوال‌هایی را که در اول این پست نوشتم دوباره بخوانید. در سئوال اول شما احتمالا قبل از اینکه به فعل جمله که کلمه “دارید” است در ذهن خود عدد 2 را از 3 کم کرده و آماده‌اید که بخوانید “چند سیب باقی‌مانده است” چرا؟ چونکه غالب مسائل این چنینی از باقی مانده می‌پرسند و مغز شما در واقع سریعاً آن قسمت حافظه شما را صدا زده و محاسبه کرده است. ولی اگر بدانید که این سئوالات قرار است که نکته داشته باشند و شما را به اشتباه بیندازند آنوقت حتما از سرعت پیش‌بینی کاسته و جمله را تا آخر خواهید خواند. سئوال دوم هم همینطور است. منظورم این است که اگر کسی به سئوالات شبیه این سئوالات غلط معمول را جواب داد نشانه کم‌هوشی و یا عدم خلاقیت اصلا نیست و بالعکس به این معنا است که ذهن او خیلی هم خوب و سریع عمل می‌کند. در اینکه اگر مغز را برای حالات برعکس هر چیزی هم تمرین دهیم باعث سریعتر شدن عمل ذهن و پرورش هوش می‌شود شکی نیست ولی اگر کسی برای این قبیل تست‌ها تمرین نکرده باشد و یا نداند که هدف از سئوال چیست و غلط جواب دهد هم دلیل بر کم هوشی طرف نمی‌شود.

یک نکته آخر اینکه به عقیده من اکثر آدم‌ها بطور نسبی از قابلیت هوشی مساوی‌ای برخوردارند ولی یکی ذهنش بیشتر پرورش می‌یابد و یکی کمتر. آن پرورش ذهن که یکی را باهوش‌تر از دیگری می‌کند البته به شرایط محیطی و زندگی شخص بستگی دارد. یادم است که قدیم‌ها در کتابی خواندم که حدود 90٪ هوش یک بچه تا سن 7 سالگی شکل می‌گیرد. اکنون در درستی این جمله و آن 90٪ و سن 7 سالگی شک دارم ولی در کل مفهومش را قبول دارم به این معنا که تمرین‌های ذهنی در سنین کودکی باعث باهوش‌تر شدن بچه می‌شود ولی از آن طرف هم باهوش‌ترین فرد دنیا هم که باشید اگر از ذهن‌تان کار نگیرید کند می‌شود.

 

منبع :

http://avayemoj.com/2008/11/09/prediction-capability-of-brain/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 12:29  توسط عينك  | 

مطالب جالب و جذاب

ایا میدانید اولین فردی که در اروپا اقامت گرفت یک زن ایرانی بود و بعد مساله اقامت خارجی ها مطرح شد
ایا میدانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت
ایا میدانید ایرانیان در آمریکا فرهیخته ترین افراد جامعه آمریکا هستند
ایا میدانید رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی هست
ایا میدانید حدود ۲۵۰ ایرانی در ناسا محقق داریم
ایا میدانید کورش کبیر بر جهان حکومت میکرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود
ایا میدانید سال ۲۰۰۱ در فرانسه سال ایران نام داشت
ایا میدانید اگر ۳ قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است
آیا میدانید فرشته ها با سرعت نور حرکت میکنند و زمان بر انها کند میشود
آیا میدانید انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت
آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است بله ۲ میلیارد تن
آیا میدانید یك سیاهچاله در كهكشان راه‌ شیری است که هر ثانیه ۱۰۰۰ بار دور خود می‌چرخد
آیا میدانید ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است
آیا میدانید هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند
آیا میدانید بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است
آیا میدانید وزن موی سر هر فرد در طول عمرش با وزن ۲ فیل آفریقایی برابر است
آیا میدانید چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل است
آیا میدانید سریعترین عنکبوت دنیا دارای سرعت ۱۶ km در ساعت است که در افریقاست
آیا میدانید یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ km در ساعت بدود
آیا میدانید نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند
آیا میدانید طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است
آیا میدانید خورشید کوچکترین ستاره دنیا است
آیا میدانید وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید
آیا میدانید زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است.
آیا میدانید مساحت سوراخ اوزون ۲۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی
آیا میدانید سالانه ۱.۳ میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذای خوری در چین میشود
آیا میدانید در طوفان شن کویر بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیون تن شن جابجا میشود
آیا میدانید ماموتها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را میخوردند
آیا میدانید شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است
آیا میدانید جوانان هندی شادترین و ژاپنی افسرده ترین های جهانند
آیا میدانید لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند
آیا میدانید مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند
آیا میدانید عمر مفید انسانها در کف دستشان نوشته شده است نگاه کنید ۸۱ - ۱۸ = ۶۳
آیا میدانید مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند
آیا میدانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد
آیا میدانید ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است
آیا میدانید گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است
آیا میدانید گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است
آیا میدانید گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد
آیا میدانید گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است
آیا میدانید گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است
آیا میدانید فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است
آیا میدانید مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند
آیا میدانید یك نانومتر یك میلیاردیم متر یا حدوداً به طول ۱۰ اتم هیدروژن است
آیا میدانید مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند
آیا میدانید خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند
آیا میدانید ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.
آیا میدانید دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند
آیا میدانید هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰.۱ کالری انرژی مصرف می‌کنید
آیا میدانید فورییه ۱۸۶۵ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد
آیا میدانید کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 11:59  توسط عينك  | 

نكته هاى پندآموز، امثال و حكم شیخ در ک

تنى از ابدال گفته است كه: در بلاد مغرب، گذرم به پزشكى افتاد، كه بيمارانى، نزد او بودند. و براى آنان شيوه درمانشان مى گفت. پس، پيش  رفتم و گفتم: - خدا بر تو ببخشايد بيمارى مرا درمان كن! ساعتى در چهره من نگريست و گفت: ريشه هاى فقر و برگ صبر و هليله فروتنى را بگير! و در ظرف يقين جمع كن! و آب خوف بر آن ريز! و آتش اندوه در زير آن بيفروز! سپس آن را در صافى مراقبه بپالاى! و در جام خرسندى ريز! و با شراب توكل بياميز و با دست صدق آن را بخور و با كاسه استغفار آن را بياشام و سپس، با آب پرهيزگارى دهان خود را شستشو ده! و از حرص بپرهيز! پس، اميد كه پروردگار، تو را شفا دهد.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 13:45  توسط عينك  | 

فرق یک مهندس و یک برنامه نویس

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد
۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند.

 برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

 بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ..

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 13:44  توسط عينك  | 

خواص شگفت‌انگیز صلوات

صلوات نشانه محبت به حبیب خداست .

صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می‌شود .

صلوات موجب شفاعت است .

با صلوات حاجات برآورده می‌شود .

صلوات باعث آمرزش گناهان می‌شود .

صلوات موجب عافیت و شفای امراض می‌شود .

صلوات حافظه را تقویت می‌کند .

صلوات موجب توانگری است .

صلوات موجب روشنایی قبر و قیامت است .

صلوات باعث تشریف فرمایی پیامبر به موقع مرگ است .

صلوات نور صراط است .

صلوات باعث نجات از آتش جهنم و داخل شدن در بهشت است .

 

معنای صلوات

صلوات در لغت به معنی «دعاست» و نماز را به جهت این که شامل دعا می‌شود «صلاة» می‌گویند.

اما صلوات در میان عرف مردم شامل دو چیز می‌شود:

معنای اول: سلام و درود بی‌کران خداوند و فرشتگان و کسانی که ایمان به رسول خدا آوردند، به جهت عظمت، مقام و منزلت آن حضرت صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله)  و آلش می‌فرستند .

معنای دوم: صلوات به معنای نماز است .

عده‌ای هم صلوات پروردگار عالم را به پنج معنی تقسیم می‌کنند .

1) به معنای رحمت

2) به معنای مغفرت

3) به معنای شفاء

4) به معنای تزکیه

5) به معنای کرامت

 

معنای حروف صلوات از دیدگاه علمای دین

بعضی از علمای دین حروف صلوات را به معنای خاصی به کار برده‌اند که عبارت‌اند از:

«صاد» در صلوات از «صمد» است که از اسماء خداوند است .

«لام» در صلوات از «لطیف» است که از اسماء خداوند است .

«واو» در صلوات از «واحد» است که از اسماء خداوند است .

«هاء» در صلوات از «هادی» است که از اسماء خداوند عالم است .

 

فضایل صلوات در روایات

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«هر کس صد بار بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) صلوات بفرستد، خداوند صد حاجت او را برآورده می‌سازد.»

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید:

«هیچ دعایی به آسمان نمی‌رسد مگر این که دعا کننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد.»

 

منبع:

کتاب خواص شگفت انگیز صلوات

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 13:26  توسط عينك  | 

اوباما کیست؟

اوباما

"باراک حسین اوباما" عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا‌ و سناتور جوان ایالت ایلینویز در انتخابات سراسری این کشور به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری آمریکا برگزیده شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، اوباما از سال 2007 با برپایی مبارزات انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دموکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا مطرح و در 3  ژوئن سال 2008 با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.

زندگینامه اوباما:

باراک حسین اوباما 4 اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما در نهایت این ازدواج منجر به جدایی شد.    

زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده دسته جمعی راهی جاکارتا شدند.

بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت. وی در 1983 لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل را از دانشگاه کلمبیا نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد. در سال 1988 پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن وام تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. سرعت پیشرفت وی در آنجا چنان شتاب پیدا کرد که در سال دوم تحصیل خود به ریاست نشریه مشهور قانون هاروارد انتخاب گردید و نخستین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی شد.

اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت نمود.

اوباما پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت شد و دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو بلافاصله از او سریعا بعنوان یک هیئت علمی جدید استخدام بعمل آورد.

باراک حسین اوباما 4 اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد،

زندگی سیاسی:

اوباما در 4 ژانویه 2005 وارد سنا شد. با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت. وی "پیت رز"، سیاستمدار کهنه کار ملی را به عنوان رئیس ستاد خود انتخاب و همچنین "کارن کورن بلو" اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، "آنتون لیک" و "سوزان رایس" را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.

اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده ‌است. اوباما در فوریه سال 2007 در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 خواهد بود.

ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب 54 میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال 2007 شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظرسنجی‌ها نشان داد که او با سناتورهیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دموکرات رقابتی تنگاتنگ دارد. همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف 3 درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت که سرانجام این روند منجر به پیروزی او به عنوان نامزد دموکرات شد.   

پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دموکرات، رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.

جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم کرد و در مقابل اوباما نیز در اظهارنظری مک کین را جیره خوار شرکت‌های نفتی دانست.

اما این اتهامات از سوی جمهوریخواهان با توجه به افزایش بحران مالی و دیدگاه منفی آمریکا به بوش و جمهوریخواهان راه به جایی نبرد و اوباما به پیروز انتخابات بدل شد.

اوباما در سخنرانی خود  در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد"

موضع گیری‌های سیاسی:

اوباما از اولین مخالفان سیاست‌های دولت بوش در عراق بوده ‌است. در دوم اکتبر 2002 روزی که کنگره مصوبه جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در جمع کثیری از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.

در 16 مارس 2003، هنگامی که جرج بوش اولتیماتوم 48 ساعته ‌ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ دیر نشده است.

این مسئله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال 2004 که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد و او به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را متمایز کرد.

موضع گیری در برابر ایران:

باراک اوباما در ژوئن 2007 طرحی را به مجلس آمریکا ارائه داد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایه‌های خود از ایران تشویق می‌کند.    

به ادعای سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته ‌ای خود و حمایت از گروه‌های تروریستی در خاورمیانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکتها برای قطع روابط مالی با جمهوری اسلامی اثر تحریمها را افزایش می‌دهد.

وی در سخنرانی خود در نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک  در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد". اوباما طرفدار مذاکره با ایران در سطح عالی و حتی مذاکره با رییس جمهور ایران است.

اوباما

موضع در برابر اسرائیل:

رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که تمامی سیاستمداران آمریکایی اعم از جمهوریخواه و دموکرات باید موضعی روشن در برابر آن اعلام کنند.

نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک از جمله مجامعی است که سیاستمداران و نامزدها در آن به سخنرانی پرداخته و موضع خود را در مورد اسرائیل اعلام می کنند.

اوباما که بیت المقدس را پایتخت جدایی ناپذیر رژیم اسرائیل می داند در سخنرانی خود در ایپک حمایت بی چون چرای خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کرد.

وی همچنین در موضعی خصمانه ایران را بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و مدعی شد: "خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم".

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 13:25  توسط عينك  | 

مشکل از کجاست؟

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد.
بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگيشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت. دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش ساده اى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ?ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.؟
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم جوابى نشنيد . باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد . سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟
زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار ميگم: خوراک مرغ !!!

نتيجه اخلاقى:
مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد و شايد در خود ما باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 14:8  توسط عينك  | 

سوالها و جوابهاي خنده آور؟

چرا در انينترنت به جاي يك دبليو سه تا مي گذارند ؟ چو ن كار از محكم كار يعيب نمي كنه

! اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه میشود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد

چرا مار نمی تواند به به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد

برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

! نصف النهار چیست؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است؟

آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!

اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می كند؟ براش صندلی می گذاریم !

دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

اگر شخصی خیلی سر شناس باشده به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

-چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!

اختراعی که برای- جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !

یک نفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 14:5  توسط عينك  | 

واژه نامه دانشجویی

دوران قبل از دانشگاه = حسرت

قبول شدن در دانشگاه = صعود

كنكور = گذرگاه كاماندارا

دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه

خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13

بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها

امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی

امتحان میان ترم = زنگ خطر

امتحان پایان ترم = آوار

لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها

نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی

مسئولین دانشگاه = گرگها

استادان = این گروه خشن

اشپزخانه = خانه عنكبوت

رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی

پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر

دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد

دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید

دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس

واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ

مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته

پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ

مرگ استادها = جلادها هم میمیرند

محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی

استاد راهنما = مرد نامرئی

كمك هزینه = بر باد رفته

درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم

دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان

برخورد استادان = زن بابا

اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت

شب امتحان = امشب اشكی میریزم

تقلب در امتحان = راز بقا

یادگیری = قله قاف

دانشجوی معترض = پسر شجاع

دكتر بهداری = گله بان

تربیت بدنی1 = راكی

تربیت بدنی2 = راكی

خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار

انصراف = فرار از كولاك

تصییح ورقه امتحان = انتقام

نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری

آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ

هیئت علمی = سامورا یی ها

رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ

رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین

رئیس اموزش = هزاردستان

معاون اموزش = دزد دریایی

برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند

 از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17:33  توسط عينك  | 

دوست داري با كلاس بشي

اگر شما ذاتا'' انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : ''موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش''

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : ''از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم''

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : ''با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم''

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : ''دیشب با قهوه جوش اینجوری شد''

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : ''به سیم گیتارم گیر گیر کرده''

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : ''چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد''

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: ''که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است''

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : ''الکی می گویند زانتیا ایربگ داره ''

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:''حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد''

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:''بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 11:25  توسط عينك  | 

وصيت نامه ای به طنز

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.
بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.
به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.
كارت شناساييم بت دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!
كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
کله مرغ برای سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.
بجای عکسم روی آگهی ترحيم کارت معافيم رو بزاريد.
در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.
از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد.
التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسيده کم نياريم.
به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي آنها هم باش
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 11:20  توسط عينك  | 

امام

صيغه عقد را در حرم حضرت عبدالعظيم خواندند و عروسي در ماه رمضان سر گرفت.همان هفته اول همه چيز مشخص شد:«من كاري به كار تو ندارم .به هر صورت كه ميل داري لباس بخر و بپوش .اما آنچه از تو ميخواهم اين است كه واجبات را انجام دهي و محرمات را ترك كني.يعني گناه نكني.»

 13 آبان 43 بود.به تبعيد نا معلومي ميرفت. اما در زندان قيطريه به خانم گفته بود:«طرفداران من الان توي گهواره ها هستند.»

آمده بود بيرون ديده بود پشت نرده ها مردم ايستاده اند براي ملاقات.رييس دفترش را صدا كرد.گفت :نمي بينيدمردم آن بيرون توي فشار هستند؟«اگر نرده ها را بر نداريد ، خودم همين فردا آتششان ميزنم.»

اصرارشان را قبول نكرد.گفت :نه،اگر من جايي برم كه بمب ، پاسدارهاي اطراف منزلم را بكشد و مرا نكشد كه ديگر به درد رهبري اين مردم نميخورم.پرسيدند:حالا آقاآخرش چي؟تا كي ميخواهيد اينجا بمانيد؟

به پيشاني اش اشاره كرد و گفت:«تا وقتي كه موشك بخورد اينجا.»

رسيدم بالاي سرش،فشارش افتاده بود روي پنج.از نظر پزشكي يعني مرگ.دو ساعت طول كشيد تا علائم حياتي اش ثابت شد.ملحفه را آهسته كشيدم روي سينه اش.چشمش را باز كرد.خواست بلند شود.گفتم:چه كار ميكنيد؟ بي رمق گفت:نماز.

به دستش سرم وصل بود.گفتم آقا ؛ شما در فقه مجتهد هستيد و من در طب.حركت براي شما به فتواي من حرام است.

هر دو دستش را به قدر چند سانت بالا آورد و تكبيرة الاحرام گفت و خوابيده نماز خواند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 12:40  توسط عينك  | 

آرشیو موضوعی

نوشته های پیشین

پیوندها